محمد نوری زاده را چه کسانی که نمی شناسن ؟از دشمنی اش با اصلاحات کی نمیداند از همکاری اش با کیهان و حسین شریعتمداری هم همگان می دانند .اما در مورد مواضع جدیدش در مورد اصولگرایی کسی چیزی می داند ؟بخوانید که انصافا خواندن دارد : ضرغامی با همه انرژی متراکمی که برای پاکسازی صدا و سیما از بدحجابی و بی حجابی بخرج داد، درکشاکش رفتن است و رفتنش به رفتن جنازه ای می ماند که دستش از کجاوه تابوت بیرون است تا مگر کسی خیری درآن بیفکند. دست های ضرغامی اما از دروغ سرشار است و من مشکل ضرغامی را درهمین انبانی که باخود می برد می دانم. ضرغامی در طول این پنج سال گذشته، فراوان به مردم دروغ گفت. من بارها او را از دروغ گویی و سانسور پرهیز داده ام . چه حضورا و چه با نگارش مکتوبات هرازگاه . ضرغامی اما هیچگاه خیرخواهی مرا باور نکرد . به او گفتم و نوشتم که سانسور را به حداقل برساند و داغ رسانه پرسانسور جمهوری اسلامی را از پیشانی اش پاک کند . قبول نکرد . به او گفتم مدیران سست و بی سواد و بی لیاقت را از گردونه صداوسیما به جای دیگری گسیل کند قبول نکرد . به او گفتم این فرسنگها عقب ماندن از مردم را با انعکاس آلام و آرزوها و خواسته های مردم جبران کند قبول نکرد. به او گفتم اسلام او اسلام جامانده در قرنها پیش است و عاجز از مواجهه با سایر نحله های فکری قبول نکرد . به او گفتم به انشقاق و گزینش مردم و برتری بخشیدن جماعت قلیل حزب اللهی ها اصرار نورزد قبول نکرد. به او گفتم در باره اجرای احکام الهی از خدا جلوتر نیفتد قبول نکرد. آنقدر ضرغامی به مردم دروغ گفت که فاجعه انتخابات اخیر از حیثتش آویخت و او را درگردابی افکند که همان مختصر مجاهدت بالزعمش را نیز به طوفان سپرد. ضرغامی در این یک ماه گذشته با دروغ ریسمان های بسیاری ساخت و با این ریسمان ها بجای آسمان، به قعر خاطره های تلخ مردم سقوط کرد. او فرشی از تاروپود دروغ بافت و تلاش کرد آن را با رسانه اش زیر پای مردم پهن کند. ضرغامی خواهد رفت اما با دستهای تهی از خیر. و دستهایی که از دروغ سرشارند تا همه پهنای او و گذشته او را آلوده کنند. ضرغامی خواهد رفت و درجایی دیگر به کاری دیگر مشغول خواهد شد اما باید با همین یک ماهی که دروغ های آشکار را رنگامیزی کرد آینده را سرکند. او خواهد زیست اما با تپش دروغهایی که به خورد مردم داده . و با سنگینی آوار و چهره مخوفی که از دین خدا آراسته . و با داغهایی که به این زودی ها سرد نمی شوند و ضرغامی این داغها را هرگز ندید و اصرار داشت که داغی درکار نیست . ضرغامی ها خواهند زیست اما با تبی که داغی اش را از داغ مردم به عاریت دارد
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/05/05 ساعت 0:25 موضوع | لینک ثابت
لذا اوین بعد از انقلاب خصوصا در این ماههای اخیر تبدیل شد به میعاد گاه آن عاشقانی که برای رهایی از استبداد بنیان رژیم گذشته را به هم ریختند .
این اوین به نظر می رسد متولی خاصی هم ندارد .از لباس شخصی ها گرفته تا حسین شریعتمداری و دستگاه قضایی همه صاحب آنند و مردان نیکنام و رجال مردمی این سرزمین هم میهمان آن .
سخن که بدینجا که رسید لازم افتاد منظورم را از این قصه باز نویسم که از اول که نوشتم تا این لحظه نیتی داشتم به این شرح :
به نظرم الان درزندان اوین دولتی برپاست که اگر صاحب قدرت می بود می توانست جامعه ایرانی را در یک فرایند تاریخی موثر سالها به پیش ببرد .
دولتی که می توان ان را به این شرح تشکیل داد :
بهزاد نبوی : رییس جمهور
مصطفی تاج زاده :وزیر کشور
محمد علی ابطحی :وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
سعید لیلاز : وزیر صنایع
محسن صفایی فراهانی :رییس سازمان تربیت بدنی
محسن امین زاده :وزیر امور خارجه
ژیلا بنی یعقوب : رییس سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی
محمد توسلی : رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی
تاجیک :وزیر اطلاعات
خانجانی :رییس دفتر رییس ریاست جمهوری
عیسی سحر خیز :سخنگوی دولت
محمد عطریانفر : وزیر کار و امور اجتماعی
علی تاجر نیا :معاون پارلمانی رییس جمهور
محسن میر دامادی :وزیر علوم ،تحقیقات و فن آوری
خدایاری : وزیر رفاه و تامین اجتماعی
سید شهاب الدین صدر : رییس سازمان ملی جوانان
فیض اله عرب سرخی: وزیر تعاون
عبد اله رمضان زاده :وزیر آموزش و پرورش
......................شما خود بخانید حدیث مفصل از این مجمل
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/05/05 ساعت 0:11 موضوع | لینک ثابت
نطفه شروع انقلاب در دهه چهل که بسته شد نام زندان اوین به سر زبانها افتاد .نظام سیاسی گذشته مخالفان خود را که عموما از بین روحانیون و سیاسیون بودند به پشت میله های این زندان روانه نمود .آیت اله طالقانی را با اطمینان کامل می توان سر سلسله کسانی دانست (نه به لحاظ قدمت که از نظر اهمیت )که راهی این زندان شدند .مهندس بازرگان ،هاشمی رفسنجانی ،دکتر سحابی ،مهندس سحابی ،مهدی کروبی و بهزاد نبوی و لیست بلندی از سیاسیون جامعه ایران امروز همه از ان زندان درس جهاد را آموختند .همین ها از قضا شدند پایه گذاران جمهوری اسلامی که ما تازه وارد سی و یکمین سال پیروزی اش شده ایم .از آن لیست بلند بالا که نامشان نبردیم که این انقلاب را به پیروزی رساندند باز دوباره رسیده اند به آن نقطه اول که سال های دهه چهل باشد یعنی رفتند پشت همان میله های زندان اوین اما این بار نه طالقانی و بازرگان که فرزندان و شاگردان آنها .از دهه چهل تا کنون اوین در کانون توجهات بوده است و به اعتقاد من باز خواهد بود .از ان نسلی که در دهه چهل پا در صحن اوین گذاشت و در کنج تاریک خانه های آن بسیار هم ماندگار شد و این بار هم به آن خانه باز گشته است و در سالهای بعد از انقلاب نام و نشانی بزر گ داشته است مهندس بهزاد نبوی است .که به نظر میر سد ارشد ترین و کارکشته ترین عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است .البته در اوین کم نیستند از ارزنده ترین و با تعهد ترین نیروها ی دینی و مذهبی و ملی که به گمان من از نظر تخصص و تجربه و تعهد اخلاقی و دینی و حتی پاک دستی و ساده زیستی به هیچ وجه قابل قیاس با دولت احمدی نژاد نیستند .تفاوت چنان آشکار است که الان هر کدام از آنها در سطح بین المللی نامهایی آشنا هستند بر عکس اعضای دولت احمدی نژاد که حتی در سطح ملی و منطقه ای هم شناخته شده نیستند .
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در یکشنبه 1388/05/04 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت
آنجا در گوشه ای از شهر تهران که روزگاری بلاد کبیره اش می نامیدند غوغایی بر پاست .در میانه اتوبان چمران روبروی شهر بازی قدیمی تهران در منطقه اوین در نظام گذشته زندانی بنا شد که برای بسیاری از افراد نامی ترسناک به حساب می آید یا می آمد . آنانکه در دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) تحصیل نموده اند که من هم جزو آنان بوده ام اگر از فضای پشت مسجد دانشگاه و یا از بام ساختمان شماره یک و دو خوابگاه کوی دانشکاه به جنوب غربی دانشگاه شهید بهشتی نظری افکنده شود دو مکان بسیار آشنا و مهم به نظر به رسند .اول زندان اوین و دوم هتل اوین .
این اوین یا این زندان اوین قصه ما چنانکه همگان می دانند داستانش آنچنان که سازندگان و طراحانش می خواستند پایان نپذیرفت .چه آنکه خالقانش می خواستند با جادادن مجرمان و بزهکاران در آن برای آن نامی کسب کنند .
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در یکشنبه 1388/05/04 ساعت 23:33 موضوع | لینک ثابت
خوش!! به حالتان نباشد آقای جنتی !!
چقدر به خودتان اعتماد دارید !!
چه احساس جالبی در مورد دیانت خودتان دارید !!
نمی دانم چه احساسی دارید وقتی فکر می کنید هر آنچه
را که انجام می دهید عین اخلاق است !!
عین ثواب است!!
حق مطلق است !!
مورد رضای خدا و پیامبر است !!
یا نه عین خواست خدا و پیامبر است !!
نمی دانم بر اساس کدام اصل اخلاقی و انسانی گمان برده اید که در این
کشور فقط نظرات شما به نظرات مقام ربوبی نزدیک تر است !!
راستی آقای جنتی شما در طی این هشتاد واندی که
از عمرتان گذشته است چند نفر را با آداب مسلمانی آشنا ساخته اید !!
نه!! راستی هدایت انسانها نوش جانتان !! تا کنون و
بخصوص بعد از رحلت امام خمینی آبروی چند هزار مومن
را در مقابل دیدگان ملت ریخته اید !!
بر اساس کدام آموزه دینی شما گمان می کنید احمدی نژاد
به حقیقت اسلام نزدیک تر است!!
راستی دلیلش این نیست که چون به دیدگاه های خودتان
نزدیک تر است پس از همه مسلملن تر است !!
آقای جنتی به نظرم شما با حدس و گمان و توهم به اینجا
رسیده اید که برداشت شما از دین عین صواب است و برداشت
دیگران نیز به همان نسبت به دور از اسلام !!
آیا شما با همین منطق دینی همواره در انتخابات ها وارد شده اید !!
راستی آقای جنتی خوش به حالتان نباشد !!
من که از فردای قیامت شما خبر ندارم اما اگر شما کلید دار بهشت هم باشید
باز خوش به حالتان نباشد !!!!!
انتخابات با منطق دینی و قانونی احمد جنتی تایید شد؟؟؟؟؟!!!!!!!
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 1:8 موضوع | لینک ثابت
|
در خبر زیر میخوانید که ۳ شخصیت برجسته برای آقای رئیس جمهور پیام تبریک فرستاده اند که باعث خوشحالی ٬ سرور و افتخار ایرانیان شدند و با توجه به آن ۲۴میلیون رای افتخار آمیز دیگر جای بحثی برای عدم مشروعیت ریاست جمهوری باقی نگذاشت. خبر را با هم میخوانیم: شخصیتهای برجسته سودانی از جمله مشاور رئیس جمهور، نخست وزیر سابق و رئیس حزب امت سودان انتخاب مجدد احمدی نژاد را به ریاست جمهوری ایران تبریک گفتند. به گزارش دفتر امور رسانههای ریاست جمهوری، مصطفی عثمان اسماعیل مشاور رئیس جمهور سودان و صادق المهدی نخست وزیر سابق و رئیس حزب امت سودان در پیامهای جداگانهای انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران را تبریک گفتند. این شخصیتهای برجسته سودانی در پیامهای خود با تحسین مشارکت گسترده مردم در انتخابات ایران اظهار امیدواری کردهاند، احمدی نژاد با پشتوانه آرای خود در راستای تحقق آرزوهای ملت ایران و امت اسلامی گام بردارد. |
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 0:49 موضوع | لینک ثابت
یک کشور و این همه احمدی نژاد ؟!!!
بابا دست مریزاد به آقای جنتی .
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 0:34 موضوع | لینک ثابت
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 15:54 موضوع | لینک ثابت
آیا مرا می شناسید ؟
من یک اغتشاش گرم .
دست نشانده غرب و سی آی ای .
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 15:38 موضوع | لینک ثابت
آخرین نامه کروبی خطاب به جنتی (جنت بان بهشت ) دهها بار جای خواندن دارد .برای من و برای تو برای برای همه اما نه برای احمد جنتی .
(آیا شیخ دگر بار نامه نمی نویسد؟)
امروز 7 تیر آخرین نامه بلند بالای شیخ موصوم به اتمام حجت با شورای نگهبان منتشر شد
که حیف است تنها بدلیل طولانی بودن آن را از دست بدهید .قسمت های مهم اش را با رنگ قرمز مشخص می کنم .
متن کامل نامه به شرح زیر است :
باسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
با سلام
در ارتباط با این انتخابات برای آخرین بار سخنی مشفقانه و دوستانه با شما می گویم و امیدوارم خارج از حب و بغض ها و در جهت منافع ملی و حاکمیت نظام توجه لازم را به آن مبذول فرمایید.
همانطور که در نامه قبلی خود به شما متذکر شدم، تنها راه اعاده اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان ابطال انتخاباتی است که به اذعان امارهای ارائه شده تنها در بیش از 170 شهرستان مشارکتی بین 95 تا 145 درصد داشته و میزان تخلفات آن از مرز … گذشته است. این امر می تواند به احیای اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان منتهی شود. متاسفم که بگویم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته جایگاه این نهاد حقوقی را بشدت نزد افکار عمومی تنزل داده است. پیش از ورود به بحث این انتخابات، لازم می دانم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته را به امید تغییر نگرش این شورا مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، به اجمال مورد نقد و بررسی قرار دهم.
همانطور که می دانید بعد از رحلت بنیانگذار انقلاب، در انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی برای اولین بار شورای نگهبان در پرتو تفسیر نظارت استصوابی به حذف بیش از 40 تن از نمایندگان مجلس با سوابق سه دوره، دو دوره و یک دوره نمایندگی اقدام کرد. نگرش حذفی چهره هایی از جمله نائب رئیس مجلس شورای اسلامی را در بر گرفت و متاسفانه تعامل و تلاش اینجانب در آن مقطع ره به جایی نبرد. در آخرین روز مجلس ، سوم ششم خرداد ماه سال 1371 سخنانی ایراد نمودم و این نگرش مخرب را مورد نقد قرار دادم. در آن روز با تاسی از تاریخ کهن این سرزمین به نقل حکایتی مربوط به نگارش مظفر با (ز) رئی توسط حاکم قلدری که هر آنچه اراده می کرد باید بلافاصله اجرا می شد، پرداختم. در ان روز گفتم این حاکم قلدر نامه ای نگاشت و مظفر را با (ز) رئی نوشت. به ایشان گفتند، قبله عالم مظفر را با(ظ) دسته دار می نویسند و این از ادبیات ماست. حاکم گفت، بگویید از این پس مظفر را با (ز) رئی بنویسند. بعد از نقل این حکایت، گفتم حال که نصایح و استدلال های ما را نمی پذیرید و وقعی به آن نمی گذارید،
ما می رویم و در آینده نزدیک نتیجه مظفر با (ز) رئی را می بینیم. 4 سال بعد در انتخابات مجلس پنجم با شکل گیری جریان کارگزاران سازندگی، شرایط به گونه ای رقم خورد که شکست جریان راست در مرحله اول بطور جدی مطرح شد، لذا تهاجم همه جانبه و هجمه سنگین به این گروه از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی وارد شد. به نحوی که در آستانه مرحله دوم افراد شناخته شده ایی که مشتاقانه به آن لیست پیوسته بودند خواستار خروج از لیست مذکور شدند. علیرغم آن همه تخریب و هجمه و ابطال انتخابات در شهر هایی نظیر اصفهان، شاهد شکل گیری اقلیت قدرتمندی در مجلس بودیم و یکسال بعد در انتخابات دوم خرداد 1376 همگان نتیجه نگارش مظفر با (ز) رئی را دیدند.
ضمن احترام به شخصیت جناب آقای سید محمد خاتمی و جایگاه علمی، فرهنگی و سیاسی ایشان باید اذعان کرد که استقبال کم نظیر مردم به وی نه به لحاظ خصوصیات فردی ایشان بود و نه به خاطر کار گروهی ما، بلکه نه بزرگ به کسانی بود که حاضر نبودند اراده ملت را در تعیین سرنوشت شان به رسمیت بشناسند و خواهان تحمیل رای خود بر ملت بزرگ ایران بودند. حرکت مردم در دوم خرداد بیش از جنبه ایجابی، جنبه سلبی داشت و آقای خاتمی را با رای بی سابقه از کتابخانه ملی بر کرسی ریاست جمهوری نشاند.
به نظر می رسید دوستان با درس گرفتن از حماسه دوم خرداد به اصلاح نگرش خود بپردازند و در جهت نهادینه شدن دموکراسی در کشور قدم بردارند. اما بدنبال پیروزی اصلاح طلبان در مجلس ششم و اظهار نظر نمایندگان ملت که اکثر انها در راستای ایفای وظایف نمایندگی شان ایراد شده بود و تنها در موارد معدودی برخی از نمایندگان به طرح مباحثی پرداختند که نباید وارد ان می شدند ، شاهد رد صلاحیت تعداد زیادی از نمایندگان ملت و حذف فله ای بسیاری از ثبت نام کنندگان نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم مجلس شدیم. این امر موجب قهر زیادی از مردم از روند انتخابات و تحریم انتخابات از سوی اکثریت اصلاح طلبان شد. اینجانب به همراه اندکی از دوستان با درک شرایط و تنها برای حفظ نظام و انقلاب در صحنه ماندیم و قبل از رای گیری با صراحت گفتم که ما می مانیم و در انتخابات قربانی می شویم.
در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در حالی که رئیس جمهور وقت،وزرا و مقامات دولتی از یکسو بدنبال کاندیدای مورد نظر خود بودند و شورای نگهبان و بخشی از نیروهای نظامی و شبه نظامی از سوی دیگر برای کاندیدای دیگر بی تابی می کردند به عرصه انتخابات وارد شدم. با وجود آنکه نظر سازی ها شرائط دیگری را پیش بینی می کردند در 12 استان کشور پیشتاز شدم ، ولی بدنبال خواب معروف یکساعته اینجانب بعد از نماز صبح سرنوشت انتخابات با معجزه سخنگوی وقت شورای نگهبان آقای الهام به ناگاه تغییر کرد و در حالیکه سایت رسمی وزارت کشور از پیش تازی من خبر می داد با اختلاف چند صد هزار رای، کاندیدای مورد نظر آن شورا به جای اینجانب به مرحله دوم راه یافت و جالب آنکه آن انتخابات بلافاصله از سوی آن شورا تایید گردید.
در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی غم انگیز ترین انتخابات مجلس رقم خورد. در این انتخابات رد صلاحیت با عدم احراز صلاحیت و با حذف گسترده و محرومیت تعداد بیشماری از ثبت نام کنندگان همراه شد . نکته حائز اهمیت اینکه تعداد قابل توجهی از افرادی که در انتخابات دوره هفتم تائید صلاحیت شده بودند در انتخابات دوره هشتم رد صلاحیت شدند، بطوری که می توان ادعا کرد که در آن انتخابات محرومیت بی سابقه ای در حق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان در طول عمر قانونگذاری در ایران صورت پذیرفت.
نگرش حذفی آن شورا و برنامه های نسنجیده رئیس جمهور در خلال 4 سال در کنار عوامل دیگر از جمله برنامه های ایجابی کاندیدا ها ، موجب حضور حماسه ای ایرانیان در انتخابات دهم ریاست جمهوری شد، بطوریکه بعد از رفراندم جمهوری اسلامی بالاترین میزان مشارکت را در این انتخابات شاهد بودیم. آیا براستی این حماسه حضور برای اعلام حمایت از آقای احمدی نژاد و حامیان وی بوده است؟ آیا به صحنه آمدن 25 درصد از آرای خاموش از ذوق حضور ایشان و در جهت تایید برنامه های ایشان بوده یا برای تغییر؟ ما پیش از این انتخابات بر این باور بودیم که حضور پر شور مردم می تواند تخلفات احتمالی گروه های خودسر را تحت شعاع قرار دهد، غافل از این واقعیت که این انتخابات به نوعی مهندسی شده که حضور مردم تنها به متزله شرکت در نمایشی از پیش طراحی شده است. کسانی که با صراحت اندیشه امام مبنی بر میزان رای ملت است را در سال های گذشته به چالش کشیده اند و رای مردم را تنها زینت بخش حکومت تفسیر کردند، انتخاباتی رقم زدند که بر اساس آن برای هر کاندیدا سهمیه ای از این رای تعیین شده بود . از این رو منظور کردن 24 میلیون از آرای ملت قبل از شمارش توسط سایت های نزدیک به دولت و روزنامه های دولتی پیش بینی و صبح شنبه در روزنامه ی دولتی تیتر زده شد.
نتایج مضحک اعلام شده آنچنان شوکی به جامعه وارد ساخت که اعتماد آنان نسبت به نظام بطور جدی زیر سوال رفت. حضور مسالمت آمیز میلیونی مردم که بطور خود جوش اتفاق افتاد نتیجه بی تدبیری و رو شدن دست متقلبان و متخلفان برای ملت بود. این حرکت ملی که اقشار مختلف جامعه را در بر گرفت فراتر از توان هر گروه حزب و یا دسته ای بود. اینجانب فرصت را غنیمت شمرده و تشکر خود را از ملت بزرگ ایران برای حضور بی نظیر شان در این انتخابات و تداوم حضور بعد از ان ابراز می کنم. همچنین تشکر خالصانه خود را از تمامی حامی یانم از جمله دراویش، برادران و خواهران اهل سنت ، زاگرس نشینان و بویژه دانشجویان و روشنفکران اعلام و تاکید می کنم،
سهمیه اندک ارائه شده به من و شما و برنامه های اعلام شده مانع از پیگیری مطالبات مطرح شده نخواهد بود.
انتظار اینجانب از شورای محترم نگهبان این است که برای حفظ جایگاه رفیع قانونی خود در قانون اساسی، انتخاباتی را که تخلفات و تقلب در آن بر همگان مشهود است باطل اعلام نماید.اگر این شورا با اتکا به نظر رهبری، مبنی بر عدم بطلان که آن را بدعت و به مصلحت نظام نمی داند و قصد به تایید انتخابات دارد، حداقل به لحاظ حقوقی و حسب وظیفه شرعی و قانونی این انتظار می رود که مانند انتخابات مجلس سوم عمل نمایید. حتما بخاطر دارید که بدنبال اختلاف پیرامون انتخابات مجلس سوم میان شورای نگهبان و وزارت کشور، حضرت امام نماینده ای جهت بررسی موضوع تعین کردند. هنگامیکه نظر ایشان بر صحت انتخابات قرار گرفت، شورای نگهبان در نامه خود با استناد به نظر امام و واگذار کردن بار مسئولیت بر دوش امام انتخابات را تایید کرد.
اینبار شما نیز با استناد به نظر رهبری و واگذاری بار مسئولیت ان به رهبری به حسب مصلحت انتخابات را تایید کنید و نگذارید جایگاه شورای نگهبان نزد افکار عمومی بیش از این تنزل پیدا کند.
اما چرا تاکنون به شورای نگهبان نیامده ام. جایگاه شورای نگهبان مطابق اصول مندرج در قانون اساسی مشخص است متاسفانه تعدادی از اعضای آن شورا از طرفداران و یا اعضای متعصب این دولت هستند. یکی از فقها آن شورا پیش از انتخابات می فرمایند نظر رهبری آقای احمدی نژاد است و عبور از ایشان صلاح نیست و یا فقیه دیگری در سفر ها و تریبون نماز جمعه حمایت بی دریغ خود را از ایشان اعلام می کند و حتی نامه نگاری های اقای احمدی نژاد با برخی از سران دنیا که بدون پاسخ مانده را با نامه امام مقایسه کرده و در مدح آن خواستار درج آن در کتب درسی می شود و یا حقوقدانی از آن شورا که اتفاقاً در انتخابات قبلی ریاست جمهوری نقش کلیدی داشته در سمتهای متعددی در این دولت از جمله وزیر دادگستری و سخنگوی دولت دارد و همچنین حقوقدان دیگری عضو رسمی دولت است. آیا با این ترکیب می توان به بی طرفی این شورا در جهت انجام وظائف قانونی اش امیدوار بود؟
اینجانب با توجه به شرایط موجود کشور و حساسیت مردم از شما می خواهم به نگارش مجدد مظفر با (ز) رئی اقدام نکنید زیرا در دوم خرداد 1376 و بیست و دوم خرداد 1388 حضور بی نظیر مردم حاوی پیام مهمی بود که عدم توجه به متن پیام بیست و دوم خرداد و تلاش در جهت تغییر آن ممکن است عواقب جبران ناپذیر و نگران کننده ای برای نظام بدنبال داشته باشد. نمی توان حضور میلیون ها معترض که بصورت مدنی و مسالمت آمیز اعتراض خود را بیان داشتند نادیده گرفت ویا با بکارگیری تعابیر ناپسندی از قبیل خس و خاشاک ،اراذل و اوباش، شورشیان، اغتشاش گران و آشوبگران ملتی را در مقابل نظام قرار داد. حتما واقفید بکارگیری این عبارات بهانه ای بدست گروه های خودسر و لباس شخصی های بی مسئولیت داده تا با توسل به زشت ترین الفاظ و وحشیانه ترین رفتار که قلم از بیان آن عاجز است به مقابله با مردم در جهت سرکوبی آنان بپردازند.
بدیهی است در برابر هر حرکت مبارک و میمونی افرادی ماجراجو از خود تحرکاتی نشان می دهند که البته این تحرکات از سوی خود مردم کنترل می شود و شاهد ان بودیم که مردم اجازه سوءاستفاده به انها نمی دادند بنابراین باید تخریب ها و تعرض به اموال عمومی در فضایی سالم باید مورد بررسی قرار گیرد تا روشن شود که چه کسانی این نحو کارها را انجام دادند.
فراموش نکنیم که امام در نامه عارفانه خود می فرماید “جان من فدای تک تک ملت ایران.” بارها و بارها از کرامت و شان انسانی سخن گفتیم و با استناد به آیه کریمه “و لقد کرمنا بنی آدم” از شان انسانی صرف نظر از باور های آنان در پرتو تعالیم اسلامی قلم فرسایی کردیم،اما در قبال یک طرح مسئله و اعتراض مدنی که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده به جای حل مساله به پاک کردن آن روی آورده شده است. این نامه اتمام حجت من با شماست و تنها برای حفظ جمهوری اسلامی که در آن جمهوریت،اسلامیت و ایرانیت مورد توجه قرار گیرد تهیه و تقدیم شده است.
والسلام
مهدی کروبی
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 15:25 موضوع | لینک ثابت
بسمه تعالی
1/4/1388
حضرت آیت الله جنتی
دبیر محترم شورای نگهبان قانون اساسی
سلام علیکم
نظر به بروز ابهام های متعدد در روند برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران و شکایات فراوان ماهوی و شکلی سه نفر از چهار نامزد این دوره انتخابات در مراحل قبل، حین و بعد از اخذ رای، اینجانبان وزرای اسبق کشور، که خود مسئولیت برگزاری چند دوره انتخابات را بر عهده داشته ایم؛ پیشنهاد ذیل را - بعنوان روشی منطقی، قانونی و اقناعی برای معترضین - بمنظور راهگشایی و برون رفت از وضعیت موجود ارائه می نماییم:
با توجه به اینکه ته برگ تعرفه های مصرف شده در شعب اخذ رای موجود می باشد؛ ترتیبی اتخاذ نمایید تا تمامی این تعرفه ها در اختیار کمیته ای مورد اعتماد دست اندرکاران انتخابات و نامزدها قرار گیرد سپس به نحو مقتضی فهرست اسامی رای دهندگان استخراج و با استفاده از پایگاه اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور - که دسترسی سریع به آن میسر است - تطبیق گردد؛ بدیهی است در این صورت تعداد دقیق رای دهندگانی که واجد شرایط قانونی بوده اند؛ مشخص خواهد شد و تنها پس از انجام این مرحله است که بررسی و بازشماری آرای موجود در صندوق های مورد تردید و مقایسه نتایج حاصله با مفاد فرم های 22 و 28 دارای معنا و روشن کننده حقیقت خواهد بود.
سیدعلی اکبر محتشمی پور ، سید عبدالواحد موسوی لاری
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 23:3 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
ألَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
آیا وقت آن نرسیده است که دلهاى مؤمنان در برابر ذکر خدا و حقّ خاشع گردد؟!
وقایع روزهای گذشته اینجانب را به حکم وظیفه دینی، اخلاقی و ملی بر آن داشت تا نکاتی را یاد آور شوم:
۰۱/۰۴/۱۳۸۸
اعلام نتیجه انتخابات اینجانب را همچون انبوهی از ملت هوشمند ایران شگفت زده و نگران ساخت. شگفت زده از آن جهت که چگونه سرمایه عظیم اعتماد ملت به تاراج رفت و نگران از این بابت که چرا پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلابی که آزادی یکی از اساسی ترین شعارهای آن بود و به بهای ریخته شدن خون عزیزان این وطن به پیروزی رسید، شهروندان این کشور از حداقل میزان آزادی سیاسی، یعنی برخورداری از انتخاباتی سالم، محرومند؟ هرچند در طول سالیان گذشته با نگرانی عمیق، ویرانی بسیاری از دستاوردهای اسلام و انقلاب را شاهد بودم، ولی امید آن داشتم تا این انتخابات بتواند تضمینی بر حداقلی از آزادی ها باشد و از خسارات بیشتر جلوگیری کند. ملت سرفراز و آگاه ایران نیز برای پاسداری از همین آزادی حداقلی با وجود همه تضییقاتی که بر سر تحقق خواسته آنان بود بیشترین همکاری را با حکومت داشتند و حتی به فیلتر شورای نگهبان تمکین کردند و به یکی از ۴ کاندیدای مورد تأیید شورای نگهبان رأی دادند و صادقانه تمامی سرمایه خود را در طبق اخلاص نهادند و با حضور حماسی خود خواستند از خسارت و زوال بیشتر ایران عزیز جلوگیری کنند.اما افسوس که امروز بسیاری از رأی دهندگان احساس می کنند همان رأی هم نادیده گرفته شده است و فریبی به بهای از بین رفتن آبرو و صداقت حکومت، خورده اند. انتظار می رفت مسئولین مربوطه با وجود تمامی محدودیتهایی که در انتخابات ایجاد کرده بودند به آرای مردم احترام گذاشته از آن حفاظت نمایند، آن هم در نظامی که با عناوینی همچون مردم سالاری دینی همواره خود را بر آمده از ملت معرفی می کند، ولی پاسداشت حضور حماسی ملت اعلام نتیجه ای بود که نه تنها هیچیک از رقبای انتخاباتی آن را نپذیرفتند، بلکه احساسات کثیری از رأی دهندگان را جریحه دار کرد.
۲- امروز میلیون ها رأی دهنده ایرانی در داخل و خارج کشور معتقد هستند که بزرگترین گناهان که دروغ است، آن هم دروغی به بزرگی ایران و نیز گناه خیانت در امانت را مجریان امر! مرتکب شده اند و گویا قرار است کسی سخنی نگوید تا با مرور زمان همه چیز حل شود. راستی چه منکری عظیم تر از دروغ و خیانت در امانت آنهم نسبت به ملتی به عظمت ملت ایران؟ مگر راستگویی چه زیانی برای صاحبان قدرت دارد که از آن گریزانند و دروغ گویی جز از بین بردن مشروعیت نظام و سلب اعتماد عمومی چه سودی در پی دارد که این همه بر آن اصرار می ورزند؟ در انتخابات ریاست جمهوری ۴ سال قبل هم برخی از کاندیداها مدعی تقلب و تخلف گسترده بودند، لکن در این انتخابات افزون بر سه کاندیدا عدهء کثیری از مردم نتیجه انتخابات را نپذیرفته اند؟ چنانچه این باور اصلاح نشود و اعتماد جمهور مردم جلب نگردد بازنده اصلی نظام است. مهمترین سرمایه اجتماعی و ملی همه نظام ها اعتماد عمومی است و حداقل خسران وضعیت کنونی از بین رفتن آن است. آیا در چنین شرائطی نباید برای باز گرداندن اعتماد مردم تلاش کرد؟ آیا روشی که در پیش گرفته شده برای جلب اعتماد مردم مناسب است؟ ابطال انتخابات یک روال سابقه دار بوده و به هیچ عنوان بدعت نیست و بدیهی است تکرار انتخابات هم نه تنها باعث تغییر در آراء واقعی ملت نمی شود بلکه تمامی رأی دهندگان را بر رأی خود ثابت قدم تر می کند. چنانچه شورای نگهبان هم نظر قطعی خود را مبنی بر صحت انتخابات صادر نماید، رهبر می تواند به عنوان معضل پیش آمده از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام دستور اقدام دهد تا رییس جمهور برآمده از انتخاباتی سالم و شفاف بتواند با قدرت و اعتماد به نفسی بیشتر مسئولیت اجرائی کشور را بر عهده گیرد.
حال اگر کسی مدعی تقلب و تخلف در انتخابات باشد چگونه می تواند آن را بیان کند؟ در حالی که مطبوعات تحت فشار و تهدید و سانسور قرار دارند و به نحو بی سابقه ای تمامی رسانه ها تحت کنترل است و هر گونه اطلاع رسانی از طریق رسانه های داخلی و خارجی و اینترنت و تمامی سایت های خبر رسانی و حتی تلفن شخصی شهروندان دچار اختلال قرار می گیرد و سیستم پیام کوتاه تعطیل می گردد تا حداقل های ارتباطی و خبررسانی مردم از بین برود و صدا و سیما هم که متعلق به مردم و جزء اموال عمومی است یک طرفه هر آنچه می خواهد می گوید بدون اینکه اشخاص و صاحب نظرانی که مانند آنها فکر نمی کنند و یا اعتقاد به تخلف و تقلب آشکار در انتخابات دارند را در بحث ها شرکت دهد، دیگر چه راهی برای اعتراض می ماند؟ مگر امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین ارکان اسلام نیست؟ و در آیات متعدد قرآن بر آن تاکید نگردیده است؟ حال چنانچه مردم منکری را از حکومت مشاهده کردند آیا در قبال آن وظیفه ندارند؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر برای جلوگیری از انحراف حکومت ها نیست؟ حکومتی که مدعی آزادی است و در گفتگو با رسانه های داخلی و خارجی ادعا می کند در ایران آزادی مطلق! وجود دارد، اعلام نماید مردم چگونه می توانند انتخابات را نقد کنند؟ چرا پس از تبریک رهبری هیچ یک از رقیبان این نتیجه را نپذیرفته اند؟ چرا نخست وزیر ۸ ساله نظام در دوران دفاع مقدس، جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و نیز حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رییس دو دورهء مجلس نظام که هر دو مورد تایید صریح امام خمینی (ره) بوده اند و آشکارا خود را در چهارچوب نظام ولایت فقیه تعریف می کنند و به تازگی از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و مجدداً در نماز جمعه اخیر هم مورد تایید رهبری قرار گرفتند و به تعبیری خودی به حساب آمدند، نظر رهبری را نمی پذیرند و صراحتا انتخابات را شعبده بازی و مضحک می نامند؟ امروز هم مردم به دنبال رأی خود می گردند و حکومت نباید از این خواست تعبیر دیگری بکند که تعبیری غیر از این بیش از همه به ضرر حاکمیت است. همیشه حکومت ها اعتراضات سنگین و خواست های بزرگ را تقلیل می دهند و بسیار تعجب آور است که چرا در این نظام خواست های معقول و قابل دسترس را به انقلاب مخملی و امثال آن و یا تأثیر پذیری از القائات خارجی ارتقاء میدهند؟
۳- حال چرا تیر اندازی به مردم؟ چرا دستگیری های کور و حبس و زندان؟ چرا ضرب و شتم و هتک حیثیت مردم؟ چرا حمله به دانشجویان و دانشگاه ها؟ چرا اتهام های واهی؟ چرا برخورد با مالباخته به جای دزد؟ زندانی کردن ده ها اصلاح طلب و روشنفکر، نخبگان سیاسی و فعالان حقوق بشر، روزنامهنگاران و تعداد کثیری از جوانان و دانشجویان و فعالان جنبش مدنی که در راستای احقاق حقوق ملت و دفاع از آزادی بیان تلاش می کرده اند و بسیاری از آنان چه در جریان انقلاب و چه پس از آن خدمات بسیاری به این ملت کرده اند و در راه دفاع از حقوق ملت همچون برادر گرانقدر و عزیزم جناب دکتر سعید حجاریان هزینه های سنگینی چون ترور و جانبازی را پرداخته اند، چه مشکلی را حل می کند؟ آیا این دستگیری ها خود برمشکلات حکومت و انحرافش از جاده حقیقت و صواب نمی افزاید؟ به فرض که حکومت عزیزان زندانی ما را وادار به اعترافات دروغین و سناریوهای شکست خورده و نخ نمایی مانند اینکه از خارج دستور گرفته و یا به دنبال انقلاب مخملی و امثال آن بوده اند، کرد، طراحان این سناریوها مطمئن باشند تاریخ مصرف این نوع دروغ پردازیها و تهمت ها گذشته است و نه تنها بر ملت مؤمن و هوشیار اثر نخواهد گذاشت که فاصله و اختلاف نظر مردم با حاکمیت را بیش از پیش عمیق می کند. آیا این بازداشت ها با ضوابط اسلامی و اخلاقی منطبق است؟ آیا این دستور اسلام است که جوانان مظلومی که روش شما را قبول ندارند به نام اسلام بازداشت و زندانی کنید؟ آیا اینها خوارج هستند و دست به سلاح برده اند؟ مگر قرآن کریم نمی گوید “محمدٌ رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم / محمّد (ص) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند”؟ آیا رو در رو قرار دادن نیروهای سپاه و بسیج و یا نیروی انتظامی - که همگی در جهت امنیت و نظم و نگاهبانی از مرزهای کشور باید با دشمنان خارجی و یا اشرار داخلی مقابله نمایند - با مردم به مصلحت نظام است؟ در اینجا لازم می دانم به مسئولین صدا و سیمای دولتی یاد آور شوم، کسانی را که شما آشوبگر می نامید همین مردمی هستند که هر گاه حکومت نیاز به حضورشان دارد، آنان را ملت غیور و همیشه در صحنه می نامد، هر چند ممکن است افراد شرور آموزش دیده ای در جمع آنان نفوذ کنند و برای آسیب زدن به اجتماعات آنان و صحه گذاردن بر تبلیغات رسانه های حکومتی دست به هر کاری بزنند. بی تردید این شیوه تبلیغات و اتهام های واهی نفرتی عظیم در میان مردم برای بنگاه عریض و طویل اطلاع رسانی دولتی به وجود می آورد چرا که نجابت مردم هیچگاه به آنان اجازه تخریب و زیان رساندن به اموال عمومی و یا خصوصی را نمی دهد، اگر چه مسئولیت و وبال این حوادث بر گردن کسانی است که امکان تشکیل تجمعات مسالمت آمیز را برای مردم فراهم نکرده اند. چگونه است تجمعات و تظاهراتی که توسط نهادهای حکومتی ترتیب داده می شود هرگز مورد تعرض قرار نمی گیرد ولی اعتراض منتقدان حکومت همیشه با تهدید، ارعاب و آشوب عده ای مواجه می گردد؟! چگونه است در تجمعاتی که توسط نهادهای حکومتی برگزار می شود افرادی تحت عنوان اخلال گر و یا آشوب طلب مشاهده نمی شوند ولی در هر نوع تجمع انتقادی و مسالمت آمیز این افراد حضوری پر رنگ در جهت بر هم زدن نظم و آرامش عمومی دارند؟! چگونه است که در تجمعات حکومتی عوامل و عناصری تحت عنوان لباس شخصی، گروه فشار و یا عوامل خودسر حضور ندارند ولی اگر تجمع و گردهمایی منتقدین برگزار گردد حضوری گسترده و رعب انگیز دارند؟! و چگونه است که تاکنون این افراد در هیچ دادگاهی محاکمه نشده اند؟! سلب اعتماد عمومی خسارتی جبران ناپذیر است که حداقل کشور را در برابر تهدیدهاهای خارجی آسیب پذیر می سازد و چنانچه خدای ناخواسته تهدیدی خارجی متوجه ایران شود حکومت پشتیبانی مردم را از دست خواهد داد. آیا بهتر نیست حکومت به جای رفتار خشن و تهدید و ارعاب و دستگیری و تیر اندازی و ضرب و شتم و کشتار برخوردی اخلاقی نسبت به مردم داشته باشد؟ مگر علیابن ابیطالب (ع) نفرمود: “به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را به من دهند تا به مورچه ای ستم روا داشته پوست جوى را از آن بگیرم ، هرگز نمیکنم”؟ آیا پیشوایان دینی ما با مردم به گونه ای رفتار می کردند که جرأت انتقاد نداشته باشند؟ آیا این نوع رفتار، اعتقادات مردم نسبت به اسلام، را خدشه دار نمی کند؟ و این جفای به اسلام نیست؟ قرآن کریم به پیامبر رحمت للعالمین (ص) خطاب می کند: “وَ لَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ / و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً مردم از پیرامون تو پراکنده مىشدند”
۴- آزادی جوهر انسانیت است و همچنان که از دیرباز تا کنون در تعالیم پیامبران و پیشوایان دینی و اندیشمندان و همچنین اعلامیه ها و بیانیه های حقوق بشری امروزین مطرح شده است از حقوق سلب ناپذیر انسان است. بنیادی ترین آرمان انقلاب اسلامی نیز آزادی بوده و در اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز صراحتاً آزادی تشکیل اجتماعات به رسمیت شناخته شده است. پس چرا در برابر این حق مشروع و مسلم ملت مقاومت می شود و اجازه راهپیمایی داده نمی شود؟ حکومت که خود را اکثریت می داند از چه بیمناک است؟ حاکمیت که همه امکانات مادی و نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و تبلیغاتی را در اختیار دارد و معتقد است منتقدان و معترضان اقلیتی بیش نیستند! حکومتی که مدعی ممتاز ترین دموکراسی در جهان است حداقل همانند آنها رفتار نماید، در همه دموکراسی های امروز جهان اجازه راهپیمایی و یا اعتصاب و یا تحصن را به اقلیت می دهند و مسئولیت حفظ امنیت از آ ن را نیز حکومت به عهده می گیرد. من به عنوان یک شهروند و از باب النصیحه لأئمه المسلمین به حکومت توصیه می نمایم با پافشاری بر یک کار نادرست کاری نادرست تر انجام ندهید و ایران عزیز را دچار آسیب پذیری در برابر تهدیدات خارجی نکنید و با تمسک به بهره برداری بیگانه صدای حق طلبانه مردم خود را خاموش ننمایید. بدانید آبروی اسلام و نظام و جمهوریت آن با هیچ مصلحتی قابل معاوضه نیست. امیر مومنان (ع) می فرماید: ” بهترین مردم نزد خداوند کسى است که درستکارى را بر نا درستی ترجیح دهد، هر چند درستکارى، به زیان او باشد و موجب اندوه او شود و بدکارى برای او سود آور باشد و به مال و اعتبار او بیفزاید” نهج البلاغه - خطبه ۱۲۵
به نوبه خود ، با دلی پر از اندوه با خانواده های دردمند تمامی قربانیان، مجروحان و آسیب دیدگان حوادث روزهای اخیر و خانواده های صبور و مقاوم زندانیان سر افرازی که جز خدمت به مردم و دفاع از حقوق ملت جرمی مرتکب نشده اند اظهار همدردی می نمایم و به همهء عوامل و عناصر دخیل در این التهابات و تنش آفرینیها و کسانیکه به نام دفاع از اسلام و انقلاب و نظام خشن ترین برخوردها را نسبت به مردم بی دفاع روا می دارند متذکر می گردم این رفتارها باعث سرعت بخشیدن به زوال حکومت می گردد که: “الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم / حکومت با کفر باقی می ماند ولی همراه با ظلم هر گز پایدار نمی ماند”.
من در مراحل مختلف انقلاب حضور داشته ام، ۵ بار از سوی امام خمینی (ره) در مسئولیت های مختلف منصوب شدم، ۲ بار در مسئولیت وزارت کشور قرار گرفتم، ۲ بار به مجلس راه یافتم و در طول دوران جنگ در جبهه ها حضور داشتم. برادرانم بارها در طول جنگ مجروح شدند و نهایتا یکی از آن ها به فیض شهادت نائل آمد و یکی دیگر از آنها که از قافلهء شهدا جا مانده بود، در پی انجام وظیفهء نمایندگی به سوی رحمت حق شتافت. همواره دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران داشته ام و در این راه آنچه را وظیفهء دینی و ملی خود دانسته ام انجام داده و می دهم اگر چه برای خود و یا خانواده ام هزینه داشته باشد، چه آنکه بر سر همین آرمانها و عقایدم و دفاع از آنچه حق می پنداشتم زندان جمهوری اسلامی را نیز بدون کمترین شکوه و شکایتی تحمل نمودم و با هیچ کس غیر از خدای خود معامله نکرده و نخواهم کرد (ان شاء الله). بسیاری از دوستانم را به یاد می آورم که در راه دفاع از اسلام و میهن در دوران انقلاب و در جبهه های نبرد به شهادت رسیدند و امروز نظاره گر من هستند که آیا در قبال از دست رفتن آرمان های انقلاب و عزت ایران با بی تفاوتی تنها نظاره گر هستم و یا در حد توانم به وظیفه خود عمل می کنم، به تعبیر هشدار دهنده امام خمینی در ماجرای کاپیتولاسیون: “آن آقایانی که می گویند باید خفه شد، اینجا هم باید خفه شد؟ … والله، گناهکار است کسی که داد نزند؛ والله، مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند”
۶- در خاتمه ۲ فراز از بیانات امیرمومنان (ع) در نامه خطاب به مالک اشتر را یاد آور می شوم، تا حکمرانان نظام جمهوری اسلامی که از آغاز سودای تحقق حکومت آرمانی شیعه را در سر داشته اند به ارزیابی خویش بنشینند که آیا راهی که در پیش گرفته اند راه امام علی (ع) است؟
کلام اول: قلب خویش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن و همچون حیوان درنده ای نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری زیرا آنها دو گروه بیش نیستند : یا برادران دینی تواند و یا انسانهائی همچون تو.
کلام دوم: بپرهیز از ریختن خونها بناحق، زیرا که هیچ چیز، مانند ریختن خون حرام سبب غضب خدا و بزرگی عقوبت حق تعالی، و زوال نعمت و کوتاهی عمر دولت نمیشود، پس حکومتت را با ریختن خون حرام تقویت مکن که همین سبب ضعف و سستی و نابودی آن میگردد.
بار دیگر به ارباب حکومت این آیه را متذکر می گردم که:
ألَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
آیا وقت آن نرسیده است که دلهاى مؤمنان در برابر ذکر خدا و حقّ خاشع گردد؟!
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم / تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 22:55 موضوع | لینک ثابت
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه مجمع روحانیون به این شرح است:
"بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انا نشکو الیک فقد نبیَنا و غیبته ولینا و کثره عدونا و شدة الفتن بنا
بیش از ده روز است که از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد، مردم نجیب ایران که با هزاران امید و آرزو و شور و شوق به پای صندوقهای رای آمدند، اکنون باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشینند، میلیونها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طرح حساب شده میدانند و بدان معترضنند، میلیونها انسان در سراسر کشور میخواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آیا پاسخ این فریادهای حقطلبانه سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟
وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟ اگر حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رای آگاهانه بوده و امضاء سند افتخار جمهوری اسلامی است، پس چرا حضور اعتراضی میلیونها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده شده میشود مگر رژیمهای گذشته در ایران و سایر کشورها از این اباطیل چه طرفی بستند که امروز همان نسخه پوسیده را کپی کرده و به مردم اهانت میکنند.
میلیونها انسان شریف و آگاه بر این باورند که با آراء آنان بازی شده و به فهم و شعورشان اهانت شده است و برای دفاع از حیثیت و کیان خود به صورت خودجوش به خیابانها ریختهاند تا دردها و تحقیرهای فروخورده خود را فریاد کنند. چرا به مردم اهانت میکنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت میدهند و هزاران نفر را در خیابانها و از خانههایشان میربایند و با رفتاری بسیار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم میبرند؟ حرکت میلیونها جوان در ایام انتخابات و در راهپماییها با فریاد الله اکبر و با شعار یا حسین چه کسانی را آزرده و عصبانی کرده است که باید به خوابگاه دانشجویان شبانه حمله کنند و با ضرب و شتم بیحساب آنان را آواره کنند و خوابگاه آنان را به ویرانه تبدیل کنند؟ تاسفبارتر از این عمل آن است که این حمله مغولآسا را به خود مردم نسبت دهند. فانالله و انا الیه راجعون.
کدام عقل سلیم باور میکندکه حرکت اعتراضی میلیونها انسان آگاه از کارگران، کسبه، کشاورزان، روحانیون، دانشجویان و سایر اقشار نقشه و طراحی این گروه یا آن گروه و با حمایت بیگانگان باشد؟ چرا شخصیتهای محترم و خدمتگذار ملت طول سی سال گذشته را به بهانههای واهی با بدترین رفتارها و دستگیر میکنند و به زندانها میکشانند؟ کسانی که دست به چنین اعمال میزنند و سرمایههای اجتماعی جامعه را اینگونه تاراج میکنند، از خدا بترسند و از عاقبت خود بهراسند.
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که در طول سالیان دفاع مقدس نخست وزیر این کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمایت بیدریغ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است، پس از بیست سال رصد کردن اوضاع کشور امروز احساس خطر کرده است و برای نجات کشور از مدیریت غلط چهار سال گذشته به میدان آمده و در مدت کمتر از سه ماه میلیونها انسان شیفته امام خمینی را با یاد و نام آن عزیز به صحنه آورده است و میلیونها جوان را که میرفتند از هر نوع مشارکت و همراهی جمهوری اسلامی رو بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحیح حضرت امام خمینی به پای صندقهای رای آورده است، آیا چنین شخصیتی به جای آنکه مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد، باید توسط همانهایی که در آن زمان در برابر امام صفآرایی میکردند و نیز خلاف آنان امروز مورد عتاب قرار گیرد و آنچه زیبنده خود آنان است به مهندس موسوی نسبت دهند؟ آیا آقای مهندس موسوی مسبب اغتشاشهای است یا آنان که با لشکرکشی در خیابانها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآوردهاند و مردم بویژه جوانان را تحریک میکنند و احساساتشان را جریحهدار میسازند؟
مردم میگویند در انتخابات امانتداری نشده است و باید انتخابات ابطال شود، آیا پاسخ چنین خواستهای بر فرض که به اعتقاد مسئولان برنامهریز و مجریان انتخابات صحیح نباشد، انواع اهانتهایی است که از بلندگوهای حکومتی نثار مردم میشود و باید پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود، عدهای مجروح یا کشته و گروهی هم به بند کشیده شوند؟ آیا دستی در کار است تا با این رفتارهای غیر انسانی آبروی امام و جمهوری اسلامی را به تاراج دهد؟
ما قویاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنیم و در برابر تهمتهای ناجوانمردانه و از آن جمله تهمت تسبیب اغتشاشها به ایشان از وی دفاع میکنیم و عامل همه اغتشاشها و زخمی شدنها و دیگر خساراتی را که به مردم وارد شده است، کسانی میدانیم که بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند و آنها باید شناسایی و محاکمه شوند.
ما مصرانه خواستار آزادی تمامی دستگیرشدگان از شخصیتهای سیاسی روحانی و غیر روحانی هستیم و هرگونه محاکمه غیرقانونی و بازجوییهای تحت فشار و رعب را محکوم میکنیم.
آیا عدل و انصاف است که صدا و سیمای حکومتی به میلیونها انسان و نخبگان آنان هر گونه اهانتی را روا دارند و هیچ فرصتی برای این بیگناهان ایجاد نشود تا از خود دفاع کنند و حقایق را با مردم در میان بگذارند. وقتی وسائل ارتباطی از پیامکها و سایتها و اینترنت همه را از کار بیندازند و در تلفنهای همراه اخلال ایجاد کنند و تنها وسیله اطلاعرسانی یعنی صدا و سیما را از شأن یک رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل کنند و یکجانبه به بدترین شیوه حقایق را وارونه جلوه دهند. آیا میدانید با بیاعتبار شدن این رسانه فراگیر مردم به پای رسانههای بینالمللی کشانده میشوند و با شنیدن و دیدن حقایق جاری در میان جامعه به دروغپردازیهای رادیو و تلویزیون نفرین میکنند؟
شرط انصاف آن است که حداقل یکی از شبکههای سراسری سیما برای پاسخگویی به این همه دروغپردازی و وارونه جلوه دادن حقایق و متهم کردن گروهها و اشخاص، در اختیار کاندیداهای محترم و طرفداران آنان و مردم مظلوم قرار میگرفت.
بر حسب اطلاع بسیاری از عالمان برجسته حوزه علمیه مبارکه قم و سایر کشور شدیداً تحت فشار قرار گرفتهاند تا در مقابل میلیونها انسان موضع بگیرند. ما از مقاومت آنان در برابر این زیادهخواهیها صمیمانه و متواضعانه تشکر میکنیم و امیدواریم مراجع بزرگ تقلید و عالمان برجسته مانند همیشه ملجاء مردم مظلوم باشند و در برابر حقکشیها بایستند و تسلیم نشوند و اطمینان داریم که نخواهند شد و تاریخ پرافتخار مراجع تشیع این حقیقت را نشان میدهد.
مجمع روحانیون مبارز اصرار دارد که اجازه دهند مردم در سراسر کشور یک روز را برای شهیدان خود به سوگ بنشینند و مردم در کمال امنیت در مراسم عزاداری خانوادههای آنان شرکت کنند.
ما برای بازگرداندن اطمینان و اعتماد مردم خواهان آن هستیم که هیاتی متشکل از افراد بیطرف و کاردان و آشنا به قوانین به شکایات نامزدهای معترض رسیدگی کنند و با رعایت حق و عدل به داوری بنشینند و با تصمیمی خداپسندانه آرامش را به کشور برگردانند.
درود و رحمت خداوند بر ملت سرافراز ایران بویژه مردم بیدار و شجاع تهران، درود برجوانان غیور بویژه دانشجویان پرشور، رحمت و غفران الهی بر شهیدان به خون خفته آنان، سلام بر زندانیان عزیر و به خانوداههای محترم آنان. مجمع روحانیون مبارز خود را در عزای شهیدان و همدردی با خانوادههای آنان شریک میداند و برای آنان صبر و پاداش از خداوند بزرگ مسئلت میدارد.
مجمع روحانیون مبارز
1/ 4/ 1388"
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/04/01 ساعت 23:34 موضوع | لینک ثابت
سلام بر تو ای دختر ایران .
نامت ندا بود .ندا آغا سلطان .به کدام سرزمین موعود نظر
دوخته ای .به من و به ما یا به حق انتخابت که گلوله ای سوز ناک تر
از تو خورده است .چه می دانند آنانکه سینه ات را به گلوله
بستند که داستان به دنیا آمدن آن دختری که ذره ذره در دامن
مهربان مادر بزرگ شد چه شب ها و روزهای طولانی دارد .
بخواب ندا بخواب .بخواب که آرامش ابدی تو ما را ناآرام می کند
تا ابد و تا ان روزی که به تو بپیوندیم .
بخواب ای ندا
ای دختر ایران .
خداحافظ.
نوشته شده توسط رضـــا زمــانــی در دوشنبه 1388/04/01 ساعت 22:29 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
آنگاه که نوری می تابد
سلام بر اویـــــن(قسمت سوم )
ســــــــلام بر اویـــــــن( قسمت دوم )
سلام بر اوین قسمت اول
انتخابات ؟؟؟؟ تایید شد!!!!!!!!!!
3 تبریک روحیه بخش برای احمدی نژاد
مدل های یک رییس جمهور
این میر با کدام گوش سخن می گوید.
این مطلب برگرفته از وبلاگ محمد معینی است .
اغتشاشگر با پیشانی بند سبز
درباره وبلاگ

سلام مرموز ترین و خصوصی ترین رمز بین آسمان و زمین است و هر آنکه رمز از سلام بگشاید چنان در مسیر جاو دانگی می افتد که بین او و تمام اسرار ازلی تار مویی بیش نباشد .از امروز و به میمنت استقبالی که در فضای موجود برای موفقیت میر حسین موسوی شکل گرفته است عنوان وبلاگ را از خشتی بر ویرانه به سلام تغییر می دهم سلامی چو بوی خوش آشنایی به آنانکه در راه رسیدن ایران گرفتار امروز به ایرانی سر بلند تلاش می کنند .
فهرست اصلی
دوستان
معینی
آینده
باران
خاتمی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
وب نوشت
زهرا رهنورد
اعلمی
کلمه
اسلام آباد نیوز
مصطفی ملکیان
محمد مجتهد شبستری
نصر حامد ابو زید
عبد الکریم سروش
آرش نراقی
کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
معنا گرا
بلاگفا
مهاجرانی مکتوب
مسعود بهنود
یاهو.کام
مهدی بازرگان
عبدالعلی بازرگان
خوشه چین
سراج میر دامادی
اسرار قلم
متو رایت
ايران من - آزادي من
لیدی
خبر گزاری فارس
ممدو
زمهریر
بلاگ اسپوت
سایت گویا
آپالود مجانی تصویر
دست خیال
بوی خاک
بابک داد
اسلام آباد نو
روز نامه کلمه سبز
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل مرداد 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
طراح قالب
POWERED BY